مرتضى راوندى

63

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دستگاه خلافت سرانجام برافتاد ، ولى فرهنگ و دين اسلام همچنان باقى ماند و در اختيار رهبران جديد قرار گرفت و به پيشرفت خود ادامه داد . . . خراسان صحنهء بسيارى سركشيها گشت ، در اينجا زبان فارسى جديد جان نو گرفت و شكوفان شد . » « 1 » چنان كه قبلا اشاره كرديم فارسى ، اصولا يك لهجهء رايج در فارس بود ، كه حكومت ساسانى آن را تا پايگاه زبان شاهنشاهى بركشيد ، اين زبان بسيارى واژه‌هاى مادى و پارتى و جز اينها را جذب كرد و زبان مكالمهء رسمى شاهنشاهى ساسانى بود ، هنگامىكه اعراب ، دست به كشورگشايى زدند ، اين زبان در آسياى ميانه و تا رود سند همچون زبانى بين المللى ، در پارهء شرقى سرزمين خلافت ، پخش شد و عربان و مردم بومى از آن بهره مىگرفتند ، عربى در كتابت ، جاى پهلوى را گرفت ولى از نظر مكالمه نتوانست جاى فارسى را بگيرد . « 2 » » - « در ورامين نزديك رى ، باستان‌شناسان قطعات سفالينى يافته‌اند ، از قرن نهم و دهم ميلادى ( سوم و چهارم هجرى ) كه مطالبى به عربى و بعضى به پهلوى بر آنها نقر شده است و نمودار آن است كه عربى را مردم بومى يا دبيران در كنار پهلوى به كار مىبردند . . . » « 3 » « اگر ملّت ما به‌رغم تهاجمات و بدبختيهايى كه از سر گذرانيده ، استقلال و فرهنگ و زبان خويش را حفظ كرده است و اگر اكنون ملتى سربلند در فلات ايران به اين نام از هستى دم مىزند . . . اين نتيجه كوششهاى مردم و نهضتهاى ايشان است ، كه با قبول اسلام ستمگران خارجى را آنى راحت نگذاشتند و به عناوين گوناگون علم عصيان و مخالفت بر ضد ايشان برافراشتند ، والّا سرنوشت ما چون مصر و سوريه مىشد كه زمانى از خود زبان و فرهنگى داشتند و يا سغد و خوارزم و ديگر نواحى ماوراء النهر كه به‌دنبال هجوم قبايل ترك و مغول ، ترك زبان شدند ، آنچه گفتيم ، خود نمونه و شاهد بارزى است براينكه اگر مقاومت مردم به صورتهاى گوناگون نباشد ، چگونه ملتى فرهنگ و زبان خويش را كه شرط اساسى و ضامن استقلال و شخصيّت ملى است ، از دست مىدهد . « 4 » » به‌اين‌ترتيب ، چنان كه قبلا نيز يادآور شديم ، از دورهء سامانيان ، فكر احياء و ترويج زبان فارسى قوت گرفت . ابو الفضل بلعمى وزير فرهنگ دوست امير اسماعيل سامانى و ديگر شهرياران و سرداران و زمامداران ايرانى در اين راه سعى و تلاش فراوان كردند . كتاب كليله و دمنه كه

--> ( 1 ) . عصر زرين . . . ، پيشين ، از ص 139 تا 141 . ( به اختصار ) ( 2 ) . همان كتاب ، ص 189 . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 189 . ( 4 ) . كريم كشاورز : حسن صباح ، مقدمه كتاب .